X
تبلیغات
...اگه تنهایی بیا2
...اگه تنهایی بیا2
یادداشت ها...

متن خوشامد گویی جدید در هواپیماهای ایران!!!

با سلام و صلوات به روح تمام مسافرین عزیز!!!!

و با درود به وزیر محترم راه و ترابری...
ورود شما را به پرواز لایتناهی هواپیمای جمهوری اسلامی ایران خوشامد می گوییم !!

خداوندا مشیت خودت را در رسیدن و لقاء به خود برما قراردادی و سرعت آن فزون كن!!

مقصد ما به احتمال 99% بهشت موعود و احتمالأ 1% مقصدی كه بر روی بلیط درج شده می باشد!

خلبان پرواز مرحوم شهید كاپیتان بهشت زاده و گروه پروازی بد اخلاق؛ سفری خوش برای شما آرزمند است!

لطفأ به علامت نكشیدن سیگار اصلأ توجه ننموده و آخرین سیگار زندگیتان را به خوشی دود نمایید!

بستن كمربندها اصلأ ضرورتی ندارد و كاملأ بدرد نخور است!

در صورت بروز اشكال در سیستم هوای كابین ماسكهایی از بالای سر شما آوزیزان خواهد شد كه شما قبل از آن رایحه خوش ملایك را احساس خواهید كرد!

این هواپیما مربوط به هزاره دوم میلادی بوده و دارای دو درب اضطراری در جلو، دو در كنارین و یك درب عقب می باشد كه چندین سال است اهرم های آن كار نمی كند!

ارتفاع پرواز به احتمال قریب به یقین تا آسمان هفتم بوده و هوای بهشت بسیار عالی است!

سفر خوشی را برای شما آرزومندیم...

از اون جاییكه هیچ خارجی احمقی وجود ندارد كه من لازم باشد یه بار دیگر به انگلیسی بلغور كنم، سرتونو درد نمی آورم!

مرگ راحتی داشته باشید!!!
                     

پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 | 12:34 | الهام |

با توام
        اي لنگر تسکين!
اي تکان هاي دل!
                       اي آرامش ساحل!
با توام
        اي نور!
                 اي منشور!
اي تمام طيف هاي آفتابي!
اي کبودِ ارغواني!
                       اي بنفشابي! 

با توام ای دلشوره ی شیرین!

با توام 
         ای شادی غمگين!
با توام
        اي غم!
                 غم مبهم!
اي نمي دانم!
هر چه هستي باش!
                           اما کاش...
نه، جز اينم آرزويي نيست:
هر چه هستي باش!
                           اما باش!

(قیصر امین پور)

جمعه بیستم اردیبهشت 1392 | 18:10 | الهام |
هیکل یارو شبیه نیمرخ چنگاله،بعد  هر موقع میپرسی کجا بودی میگه باشگاه!!
جمعه ششم اردیبهشت 1392 | 12:52 | الهام |
یکی از مشکلات روزمره ماهی گیران در آبادان !

سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 | 18:7 | الهام |
آب ریزش بینی دارم ، رفتم داروخونه یه قرص ضد حساسیت بگیرم . تو

 عوارض جانبیش نوشته:

سردرد، سرگیجه، نفخ، حالت تهوع، اختلال در خواب دو بینی، اختلال در

 تشخیص، نارسایی کبد،نارسایی کلیه، نارسایی قلب، سکته قلبی،

 سکته مغزی، مرگ ناگهانی!


پشیمون شدم ، میکشم بالا ، امنیتش بیشتره!

شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 | 15:0 | الهام |

اگه بچه ها لیوان بشکنن : ای دست و پا چلفتی …!

اگه مامان بشکنتش : قضا بلا بود... !

اگه بابا بشکنتش : این لیوان اینجا چیکار میکنه…!!

تو خونه ی ما که دقیقا همینه شما چطور؟!

جمعه بیست و سوم فروردین 1392 | 12:26 | الهام |
به بعضیا تو زندگی باید گفت من چشم میذارم تو فقط گمشو....

          ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اشاره به شخص خاصی نیست،از دوستام که اینو میخونن کسی به خودش نگیره!

سه شنبه بیستم فروردین 1392 | 15:17 | الهام |
مگسي را کشتم

نه به اين جرم که حيوان پليديست،بد،است

و نه چون نسبت سودش به ضرر يک به صد است!

طفل معصوم به دور سر من مي چرخيد

به خيالش قندم

يا که چون اغذيه ي مشهورش، تا به آن حد، گَندَم

اي دو صد نور به قبرش بارد

من به اين جرم که از ياد تو بيرونم کرد 

مگسي را کشتم...

(مرحوم حسین پناهی)

شنبه دهم فروردین 1392 | 21:14 | الهام |
سلام دوستای خوبم. سال نوتون مبارک با تأخیر....امید وارم سال خوبی داشته باشید.

اونایی که اومدن مشهد و خودشون دیدن که هیچ ،اما دوس دارم وا3 اونایی که نیودن تصویر اِلِمان هایی که تو مشهد نصب کردنو تو ادامه ی مطلب بذارم. البته چند تاش مال پارساله که چون خیلی قشنگ بود اونارو هم گذاشتم.

ادامه مطلب...


ادامه مطلب
شنبه دهم فروردین 1392 | 0:11 | الهام |
خارجیا با مخفف کردن short message service به sms خواستن به دنیا بگن خیلی تنبلن!

ولی ما با مخفف کردن sms به s جای بحث نذاشتیم براشون!!

شنبه بیست و ششم اسفند 1391 | 18:42 | الهام |

یه جوری درباره آدما قضاوت کنید که اگهیه روزی خلافش بهتون ثابت شد شرمنده خودتون نشید!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

الان 30نفر آنلاین میشن اما فقط یکیشون نظر میذاره!

چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 | 16:54 | الهام |
 

                                       داداشی به نظر تو زندگی بعد از تولد وجود داره؟

آیا تو به وجود مامان اعتقاد داری؟
-
-
-
نه من به این اراجیف اعتقادی ندارم؛ من یک روشنفکرم
مگه تا حالا مامانو دیدی؟


برچسب‌ها: ب این میگن تبلیغ خداپرستی
جمعه بیست و هفتم بهمن 1391 | 18:55 | الهام |
امروز زنگ اول ریاضی داشتیم با آقای م... قبل اینکه دبیر بیاد رفتم پیش دوستم که تو یه کلاس دیگس.بعد  چن دقه به دوستم گفتم خب من برم که با م... کلاس داریم.اونم گف بدو که رات نمیده،رفتم سر کلاس دیدم اومده گفتم یا ابالفضل چیکار کنم ؟ دیدم حواسش نیس یواش داشتم میرفتم بشینم یهو منودید گف کجا؟

_هه هه میرم بشینم دیگه!

_نخیر بفرمایید بیرون!

_نه خواهش میکنم بذارید بیام.

_بیرون!

رفتم از معاونمون برگه تأخیر گرفتم براش بردم بازم رام نداد،دیدم این اعصاب نداره منم رفتم کتاب زیستمو برداشتم گفتم بهتر میرم زیست میخونم،انقد ضایع شد!! اومدم بیرون رفتم کلاس همون دوستم تا آخر ساعت کلی باهاشون خندیدم! اتفاقأ قرار بود تمرین هامونو وا3 اولین بار ببینه منم تمرین هامو ننوشته بودم! وحالا من شدم نماد مقاومت و ایستادگی بین دوستام حتی بهتر از میرزا کوچک خان جنگلی!

.

.

چن روز قبلشم با همین آقای م... کلاس داشتیم اونم سر کلاس امتحانامونو تصحیح میکرد رفتم اجازه بگیرم برم بیرون اجازه نداد.ب دوستام گفتم برید ازش سوال الکی بپرسید حواسش پرت بشه من برم بیرون! رفتم اونم نفهمید! یکی از دوستام نماد پیچش بلورین رو داد به من بخاطر پیچوندن کلاس این دبیر!

آهان راستی من میدونستم آخرش یه چیزی میشم! دبیر زیستمون گفت بچه ها یه طرح از یکی از گردش ششی و عمومی قلب (البته شما از این مباحث پزشکی که بنده توش تبحر دارم سر در نمیارید!!)بدید به 3 تا طرح برتر نمره  میدم،ما هم طرحمونو دادیم شد جزو 3تا طرح برتر! حالا میخوام ببرمش خارج (داخل خارج!) بفروشمش!! البته این گوشه ی کوچیکی از کارای منه بقیشو نمیگم تا حسودیتون نشه!!

چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 | 19:23 | الهام |

بقیه ی عکس ها ادامه ی مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه وقت نظر نذارید ها!برای دستاتون ضرر داره!...

این چند نفری که نظر میذارن دستشون مرسی!!


ادامه مطلب
شنبه هفتم بهمن 1391 | 16:34 | الهام |
سلام دوستان.

مهسا تو وبش یه تولد مجازی برام گرفته،دستش درد نکنه!

برید تو وبلاگ زیر: یه وجب احساس

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن:امروز که روز تولدمه،روز خوبی بود...خیلی ها که ازشون توقع نداشتم و من حتی شماره تلفنشونم نداشتم بعم پیام دادنو تبریک گفتن...منم کلی ذوق مرگ شدم.

از همه ی کسانی که تلفنی ویا با پیام بهم تبریک گفتن تشکر میکنم.همشونو خیلی دوست میدارم {این تو آیکون بوس بید!!} انشاالله که جبران کنم!

دوشنبه یازدهم دی 1391 | 15:16 | الهام |
عطسه گرامی، یا بیا یا بروهیـــچ خبـرداری که وقتی اون وسط گـیر میـکنی، قیـافه آدم عین منگول ها میشه؟!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن:یلدا مبارک!

پنجشنبه سی ام آذر 1391 | 16:47 | الهام |

یکی از فانتزی هام اینه که یکی داره می ره زیر ماشین رو نجات بدمبعد سرم رو بندازم پایین برم. وقتی داد زد: «اسمت چیه؟» یه لحظه سرم رو بچرخونم و دوباره برگردم و کم کم تو أفق ناپدید شم !!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستای خوبم سلام.لطفأ فقط خواننده نباشید و نظراتتونو راجع به مطالبی که میذارم بگید.  ممنون

سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391 | 16:42 | الهام |
میـــگن اون دنیا خانومــایی رو کـه این دنیـا با ساپورت کلـی دلبـری میکردن و خـون به دل ملـت میکردن رو یه راس میـفرستن  جـهنم،تا ابـد باس اونجـا با شـلوار کـردی بگردن!!

چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391 | 19:13 | الهام |
بابا:دخـترم یـه دقـیقه گوشـیتو بـده. 

چشـم بابا فـقط بـذار قفلشـو باز کـنم:

Delete Message 

Delete image

Delete video

Delete music

بفـرمایید بابا من چیزی ندارم که از تو پنهـون کنـم!

_میـدونم دخـترم فـقط میـخواستم ببینـم ساعــت چنـده!   :)

جمعه هفدهم آذر 1391 | 17:57 | الهام |
ابلیس انسان را سجده نکرد شیطــــــــــــــــــــــــان شد،

.....انسان اگر خدا را سجده نکند چه خواهد شد؟؟!

جمعه دوازدهم آبان 1391 | 17:16 | الهام |

چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 | 18:42 | الهام |
مجادله در ادبيات بر سر يک خال!!

حافظ:
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سمرقند بخارا را


صائب تبريزي:
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چيز مي بخشد ز مال خويش مي بخشد
نه چون حافظ که مي بخشد سمرقند و بخارا را


شهريار:
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چيز مي بخشد بسان مرد مي بخشد
نه چون صائب که مي بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور مي بخشند
نه بر آن ترک شيرازي که برده جمله دلها را


محمد عيادزاده:
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنيا را
نه جان و روح مي بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معني دارد اين کارا؟
و خال هندويش ديگر ندارد ارزشي اصلاً
که با جراحي صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکي، نه صائب دست و پا ها را
فقط مي خواستند اين ها، بگيرند وقت ما ها را.....؟؟؟

سه شنبه چهارم مهر 1391 | 17:47 | الهام |
جاتون خالی،بابام برام یه فوتبال دستی پایه دار خریده،بازی کردن باهاش صفایی داره! (این پست ،صرفأ جهت سوزاندن دل پسران خواننده این پست است و دیگر هیچ!)

داشتیم با پسر عمه ام بازی میکردیم،همه ی بازی هارو هم من بردم.اونم با اعتماد به نفس گفت بیا شرط ببندیم.منم خوشحال گفتم باشه!...گفت سر چی؟ فک کردم گفتم بستنی شاد!

از اونجایی که رو این پیشونی نوشته بدشانس! (ای پیشونی....مارو کجا میشونی!)

اون بازی رو که شرط بستیم من باختم! یه لحظه بهم برخورد،به خودم گفتم من به این فسقلی باختم؟بعد که نگاش کردم دیدم نه بابا وا3 خودش غولی شده!

در یک لحظه طی یک حرکت برق آسا خودمو زدم به اون راه!

و اصلا بستنی شاد چیه؟به نظر من که اصلا خوشمزه نیست پسر عمه جون!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مهم......مهم

بچه ها به قسمت پایین وبم برید،یک بنر میبینید که به یه بازی آنلاین تعلق داره که خیلی جالبه. شما هم میتونید بازی کنید و اگه روش کلیک کنید توضیحات بیشتر رو خودتون اونجا میبینید.

اگه از طریق بنر زیر عضو بشید به منم امتیاز میدن.

جمعه هفدهم شهریور 1391 | 16:22 | الهام |
سر این آقاهه رو فرو کنید تو سطل آب!!

(موس رو ببرید رو صورتش)


                اینجا کلیک کنید

چهارشنبه هشتم شهریور 1391 | 12:58 | الهام |

ادامه مطلب. . .


ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 | 21:2 | الهام |
دیشب سر مهربان نخلی خم شد،

در کیسه به جای نان و خرما غم شد،

در کنج خرابه کودکی شیون کرد،

هم بازی کودک یتیمی کم شد....



آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید

شیطان دچار درد شدید در سر میشود

و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند

و با خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود

و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود

و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید 

دوباره به این پیام را به دیگران ارسال کنید

شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند

فریب شیطان را نخور

پس این پست رو کپی کنید 

و توی وب هاتون بذارید

التماس دعا


 دوست های خوبم؛تو این روز ها به یاد دوست هاتونم باشید.

جمعه بیستم مرداد 1391 | 16:58 | الهام |
چه انتظار عجیبی!!!

تو بین منتظران هم عزیز من، چه غریبی                                               

عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت

چه بی خیال نشسته ایم، نه کوششی نه وفایی

فقط نشسته و گفتیم؛       خدا کند که بیایی......


آقا لطفا ظهور کن...

جمعه ششم مرداد 1391 | 18:48 | الهام |
آقا ما تف......شما آبشارنیاگارا.

ما بدبخت حقیر.......شما کوروش کبیر.

ما واشر.......شما ارباب حلقه ها!!

ماطرح مسکن مهر......شما برج العرب.

ما مینیمم نسبی......شما ماکسیمم مطلق.

ما مداح......شما دی جی!

ما 20:30 ...... شما BBC !!

آقا اصلا ما قیژقیژ دایل آپ......شما امواج وایرلس!!

ارادت از این بیشتر؟!!!!

چهارشنبه چهارم مرداد 1391 | 4:39 | الهام |
سلام!

ماه مبارک رمضان رو بر همه ی شکم دوستان عزیز تبریک میگیم!

دیشب وقتی که با صدای گوشیمون از خواب بیدار شدیم 60 مین تا اذان صبح مهلت داشتیم.ولی حوصله نداشتیم از تخت خواب بلند شیم.اما وقتی دیدیم این دقایق با سرعت برق و باد در حال سپری شدن هس و هیچ خیّری! پیدا نمیشود که غذا را گرم کند با فائق آمدن بر غول بی شاخ و دم خواب و برای اینکه وقایع اشک آور پارسال را 2باره با چشمان نازمان! نبینیم(فکر کنید 3 شب متوالی برای سحر خواب بمانید.در این حالت است که کارد به کسی بزنید خونش در نمی آید!)با چن بار پهلو ب پهلو شدن از جایمان برخاستیم.بعد از آن دیدیم اعضای خانواده که مانند خود ما خود را به خواب زده بودند و منتظر کسی بودند که بیدار شود و غذا را گرم کند یک ب یک از خواب برخاستند! اینم از اولین سحری ماه مبارک رمضان! دیگر چشمان زشتتان! را به درد نمی آرم.به جای وبلاگ خوندن برید و از این ماه نهایت استفاده رو ببرید!!

شنبه سی و یکم تیر 1391 | 12:13 | الهام |
سلام!

مامانمو بابام امروز از مکه میان و منم میخوام برم به استقبالشون.البته استقبال خودشون نه! میرم به استقبال سوغاتی هاشون!!  تو این مدت که نبودن نقش زن خونه دار رو بر عهده گرفته بودم امروز هم با ظاهر شدن در نقش کوزت کل خونمونو مرتب و تمیز کردم.ناگفته نمونه که تو این مدت نقش مادر یه بچه یه سالو هفت ماهه هم ایفا کردم. به مامانم میگم وا3 الهه(خواهرم) چی خریدین میگه یه ماشین بزرگ که خودش سوار میشه و یه اسکوتر و کلی لباس و ...البته هر چی که وا3 من خریده باشن باید وقتی اومدن مشهد یه گوشیhtcهم بهش اضافه کنن!

چن وقت پیش رفته بودیم باغ بابابزرگم.چن تا کلاغ اومدن نشستن جلو خواهرم.خواهرمم خوشش اومد.فرداش که اومدیم مشهد دیدم بابام رفته 4 تا کبوتر واسش خریده! گفتم خدایا شکرت که الهه(خواهرم) از گاو وگوسفند و شتر خوشش نیومد وگرنه.....

خلاصه بابام  از هرچی که این نی نی بخواد خونه عروسکی و استخرو دوچرخه!!(دوچرخه تو این سن!) براش خریده.

من حسودی نمیکنم اما مدیونید اگه باور کنید.....

دوشنبه بیست و ششم تیر 1391 | 14:6 | الهام |
درباره وبلاگ

جاذبه سیب ، آدم را به زمین زد

و جاذبه زمین ، سیب را .

فرقی نمیکند؛

سقوط ، سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست

به جاذبه ای می اندیشم که پروازم میدهد ،

خدا ...

موضوعات وب
امکانات وب

آیکُن های اِمیلی 

آیکُن های اِمیلی 

آیکُن های اِمیلی 

آیکُن های اِمیلی